علمی و فرهنگی

  مقدمه

        علم از آن نقطه و آن زمان آغاز شد كه بشر به فكر حل مسائل مختلف زندگي افتاد. به عبارت ديگر، تاريخ تولد بشر است. بشر اوليه براي حل مسائل و مشكلات خود از ابتدايي ترين مرحله شروع كرد و به كمك برخي از روابط تجربي قادر شد پيرامون خويش را كم و بيش بشناسد و بدين طريق پيچ  و تاب و فراز و نشيب هستي آگاه شد(دلاور،1380،ص 3).

یکی از این علوم، علم روانشناسی است. منظور از روانشناسی، علاوه بر پیشرفت علمی و صنفی بهبود بخشیدن به زندگی انسان نیز هست. این علاقه روزافزون روانشناسان به مسائل روزمره و علمی بشر ، موجب شده است که دانش ما در افراد،به ویژه کسانی که دچا مشکلات روانی هستند، به طور قابل ملاحظه ای افزایش یابد.عدم سازش و وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی بسیار مشهود و فراوان است.

در هر طبقه و صنفی و در هرگروه و جمعی ، اشخاص نامتعادلی زندگی می کنند. بنابراین در مورد همه افراد، اعم از کارگر و دانش پژوه، پزشک و مهندس، زارع ، استاد دانشگاه و غیره، خطرابتلا به ناراحتیهای روانی وجود دارد. به عبارت دیگر هیچ فرد انسانی در برابر امراض مصونیت ندارد (شاملو، 1378،ص 11).

رفتار کم رویی و انزواطلبی ، یکی از رفتارهای نسبتاً شایع است که فرد را به شدت آزار می دهد و اگر درمان نشود نوجوان را به سمت و سوی مشکلات دیگری مثل عدم اعتماد به نفس، افسردگی، اضطراب و زود رنجی سوق خواهد داد. عدم احساس توانمندی و کمی عزت نفس و نیز ناتوانی در بروز احساسات، بیان افکار و نظریات، خود باعث جدایی فرد از فعالیت های گروهی است.

گوشه گیری از نظرلغوی به معنای تنها و مجرد و در خلوت نشستن و از جمع کناره گرفتن است. گوشه گیر کسی است که از مردم دوری می کند وعزلت می گزیند و بدان وسیله خود را با محیط اطراف سازگار می سازد,البته هرنوع عزلت و در تنهای ماندن گوشه گیری تلقی نمی شود هر انسان گاه گاهی دوست دارد تنها باشد تا به خود شناسی وحل مشکلات زندگی بپردازد گوشه گیری زمانی حالت بیماری پیدا می کند که فرد از آمیزش با جمع و همنوعان بیزار و بیمناک باشد در این مورد اگر گوشه گیری بموقع درمان نشود به پیدایش حالات روانی شدید و افسردگی منجر می شود. (شفیع آبادی ، 1374، ص 94) .

کم بود محبت در خانواده می تواند یکی از علل بروز کم رویی باشد که توجه به به کودک و بر طرف کردن خواسته های او هم چنین تشویق و مورد مشاور ه قرار دادن می تواند در درمان این نقیصه کمک کند.

 در جلسه مشاوره معلم با اولیا که در هفته اول مهر ماه برگزار می گردد متوجه مردی شدم که درگوشه حیاط جدا از بقیه ایستاده از همان روز نظر من را به خود جلب کرد. از خود با تعجب سوال کردم چه طور شده یک مرد در جلسات اولیا آمده است؟! ( حضور پدران در جلسات مشاوره معلمان آنقدر کم رنگ شده است که حضور گاه به گاه یک پدر مورد تعجب واقع می شود)

مشکل فاطمه گوشه گیری و انزوا طلبی بود، پدرش چندین بار مراجعه کرده بود و از افت تحصیلی و بی علاقگی او در انجام تکالیف صحبت کرده بود و از اینکه علاقه ای ندارد که با سایر دانش آموزان دوست شود و همیشه توی لاک خودش است، نگران بود و خواستار حل مشکل دخترش شده بود.

حس انسان دوستان و مقتضیات شغل اینجانب ایجاب می کرد که نسبت به حل این مشکل باید احساس وظیفه نموده و تمام سعی و فکر خود را بکار انداخته تا مشکل این دانش آموز را حل کنم .

 توصيف وضعيت موجود(تشخيص مسئله)

 دبستان یاسین در روستای رشتقون 17 کیلومتری جاده الموت  در شمال شرقی قزوین واقع شده است و مرکز مجتمع شهید لشگری می باشد.این مجتمع 5 روستا را با 570 دانش آموز و نو آموز تحت پوشش دارد که مدارس تابعه با معاون مدرسه و یا معاون آموزگار اداره می شوند .

تمام دانش آموزان روستای رشتقون بومی آن روستا نیستند و بعلت نزدیکی به شهر، یک روستای مهاجر پذیر محسوب شده و اقشار مختلف که اکثرا کارگرو کشاورز هستند سکونت دارند.

فاطمه با پدرش زندگی می کند.او از تهران به علت جدایی والدینش به این روستا مهاجرت کرده است.او دختری با قد متوسط،یک مقدار اضافه وزن و با عینک برچشمان سیاه ریزش می باشد که با دوستانش نمی جوشد و سرش همواره پایین و در ردیف یکی مانده به آخر کلاس نشسته است. فاطمه را از وقتی شناختم و به رفتار او حساس شدم که ،پدرش برای شرکت در جلسه مشاوره به دعوت معلم به دبستان آمده بود او تنها مردی بود که در گوشه حیاط جدا از بقیه ایستاده بود. قبل از ورود به جلسه به اتاقم آمد و گفت: آقا این جلسه اجباری است ؟ نمی شه من را معاف کنید؟ پرسیدم چرا؟ گفت آخه همه خانم هستند ؟ پرسیدم چرا مادرش نیامده ؟ گفت بیمار بود نتواست. به او گفتم با خانم معلمش صحبت کن و نکات لازم را برای شما توضیح دهد.این گفتگوی کوتاه زمینه ای شد تا هفته بعد نیز مراجعه کند و درخصوص مشکل فاطمه با من صحبت کند. و از من خواست برای حل مشکل او فکری بکنم.

پدر و مادر فاطمه باهم دختر خاله و پسر خاله هستند، دو تا فرزند دارند یکی پسر که از خدمت سربازی آمده و مجرد است و جدا زندگی می کند، دیپلمش را گرفته و شاغل است..دیگری، فاطمه است که در کلاس پنجم درس می خواند و با پدرش زندگی می کند.پدر و مادرش بیست سال زندگی مشترک داشتند و دو سال است با هم اختلاف پیدا کرده و منتظر رای دادگاه برای طلاق می باشند.مادر فاطمه شاغل است و در خانه پدر و مادرش زندگی می کند.پدر فاطمه که بعد از اختلاف با همسرش از تهران به این روستا مهاجرت کرده و با تهیه یک منزل اجاره ای و یک مغازه فتوکپی و خدمات کامپیوتری با فاطمه زندگی می کند.او مرد تقریبا چاق با قد کوتاه و خوش مشربی می باشد.نسبت به سرنوشت فرزندش احساس مسئولیت می کند و برای رجعت به زندگی مشترک بی تمایل نیست. او همسرش را مسئول جدایی می داند و معتقد است که او آدم پر توقعی است و انتظارات زیادی از من در زندگی دارد.و معتقد است او از اول هم من را دوست نداشت و وساطت اقوام به این ازدواج انجامید .ولی برادر فاطمه هر دو را مقصر می داند و می گوید آنها هر دو لجباز هستند و از موضع خودشان کوتاه نمی آیند.

 هر علت و معلولی که به این جدایی دامن زده است و یا هرکسی که مقصر بوده و یا نبوده آنچه که فعلا ثمره این عدم تفاهم شده است ، یک دختر یازده ساله است که دچار کم رویی و انزاوطلبی شده است و از زندگی دور از محبت مادر رنج می برد  و نمی تواند مانند سایر بچه ها از زندگی لذت ببرد.

مسئله مطرح در این پژوهش پیدا کردن مقصر نیست بلکه به این مسئله می پردازد که چگونه با این چنین دانش آموزانی که به هر دلیلی با این مشکل مواجه می شوند برخورد کرده و مشکل او را حل نموده و ادامه زندگی با این شرایط واقعی را برای او سهل تر نماییم.

گردآوری اطلاعات ( شواهد یک)

از روشهای مشاهده ، مصاحبه برای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش در شواهد یک و دو  استفاده شده است.

برای حل مشکل او می بایست از شرح حال زندگیش اطلاع پیدا می کردم . گوش دادن به درد دل پدری که نگرانی از آینده فرزند دلبندش در چشمانش برق می زد و خودش داوطلبانه پیش قدم شده بود بهترین گزینه برای گرفتن اطلاعات بود. لذا کارم را با مصاحبه از پدرش شروع کردم .

مصاحبه :

جلسه اول( 10/7/89):

- خوب ، جناب آقای ---- اگر واقعا تمایل داری ما مشکل فاطمه را حل کنیم باید صادقانه قصه زندگیت را برایم تعریف کنی البته تا انجا که فکر می کنی به مشکل فاطمه ارتباط دارد.

 پدر اینگونه توصیف می کند::

مادرش دختر خاله ام است. نمی دانم چرا از من بدش می آید.از اول هم از من خوشش نمی آمد. تقصیر خاله ام بود که این وصلت را جور کرد. ما از اول هم در زندگی مشترک با هم تفاهم نداشتیم اما به خاطر حفظ آبرومان گذشت  می کردیم و به نفع هم دیگر کوتاه می آمدیم البته بیشتر اوقات من کوتاه می آمدم .بعد که بچه دار شدیم بخاطر بچه ها زندگی مان بهتر شد .بنده در شرکت کار می کردم و وضع حقوقم هم بد نبود .اما شرکت ورشکست شد و من از کار بیکار شدم .از این به بعد بود که کمک اختلاف ما شدید شد.بهانه های مختلف می آورد و بنای ناسازگاری را گذاشت .

- چند سال با هم زندگی مشترک داشتید؟

- 20 سال

-چند فرزند دارید؟

-دوتا

- آن یکی چه طور است ؟

-او پسر 18 ساله است و مشغول کار می باشد. با او مشکلی نداریم.

- بعد از بیست سال به این فکر افتادید که همدیگر را دوست ندارید؟!

  -البته بهانه اش این بود که من کار دست حسابی ندارم .

- معتاد هم بودی ؟

- نه اصلا به هیج وجه

-از فاطمه بگو ، مشکل او چیست؟

-فاطمه دختر حساسی است ، دوست دارد با با هم آشتی کنیم و در کنار هم باشیم .بیشتر توی خودش است و با خودش سرگرم است .مدرسه را دوست ندارد .هر روز او را با اکراه به مدرسه می آورم. می گوید همه ی بچه ها با مادرشان مدرسه می آیند و من خجالت می کشم. خلاصه اینکه اعصابم را خورد کرده است و نمی دانم با او چکار کنم ؟

-چند مدت است که این طور شده است ؟

-از وقتی که از تهران به اینجا آمدیم ( شش ماه پیش ) کم کم بهانه های او شروع شده است و این آواخر هم خیلی کم حرف شده و سعی می کند کمتر با صحبت کند.

-شما بفرمایید که دقیقا چه تقاضای دارید و چه کمکی از دست ما بر می آید.

- شما اگر با مادر فاطمه تماس بگیرید و با او صحبت کنید شاید شکایتش را پس بگیرد و بخاطر دخترش به زندگیش بر گردد. البته از طرف من نگویید که فعلانی چنین تقاضایی کرده است.

- چشم من در اولین فرصت با او صحبت خواهم کرد. و در ضمن مطمئن باشید که ما از هیچ کوششی برای حل مشکل فاطمه دریغ نخواهیم ورزید و هر طور شده مشکل او را بر طرف می کنیم اما شما هم باید قول بدهی که با ما همکاری لازم را داشته باشید. (شماره مادرش را یادداشت تا در فرصت مقتضی با او تماس بگیرم)

او خوشحال از این جلسه بیرون رفت و از چهره او مشخص بود که انرژی مثبت گرفته و به حل مشکل فرزندش در آینده امید وار شده است.

جلسه دوم( 17/7/89):

-با مادرش که موفق نشدم تماس بگیرم ولی با مادربزرگش صحبت کردم .او قول داد وقتی که دخترش برگردد به او بگوید که بامن تماس بگیرد ولی فعلا که یک هفته می گذرد و خبری نیست .به نظر من حال که مادرش راضی به بازگشت نیست شما خودت باید واقعیت را بپذیری و برای مشکل فاطمه نهایت سعی و تلاش خود را بکنی.ارتباط عاطفی ات را با او بیشتر کن. زودتر به منزل بیا. و نگذار زیاد تنها باشد. از دوستانش بخواه در غیاب تو  به منزل بیایند و با فاطمه بازی کنند و تکالیف مدرسه را انجام دهند.هدیه مناسب برایش  بخر و تشویقش کن. همچنین ارتباطت را با مدرسه بیشتر کرده و با معلمش صحبت کن .

- همه اش تقصیر مادرش است ، من می دانستم او نمی گذارد خانمم برگردد . من به دنبال زدن یک مغازه فتوکپی و کار های کامپیوتری در این روستا هستم .و بنا دارم که خانه ام را نیز عوض کنم . اینجا که هستیم اتاقش کوچک و دلگیر است .احساس می کنم فاطمه خوشش نمی آید.

- حتما این کار را بکن .تغییر در محل زندگی  می تواند روحیه او را عوض کند.( او را تشویق به تغییر خانه کردم.)

مصاحبه با معلم نیز می توانست به شناخت من از فاطمه کمک کند.

- خانم ...، نظر شما در رابطه با فاطمه چیست؟

-درسش زیاد تعریف ندارد.او بیشتر توی خودش است. توجه ای به درس ندارد. با بچه ها نمی جوشد. چند بار با پدرش صحبت کرده ام ولی هیچ فایده ای نداشته است.

- با توجه به اینکه فاطمه با پدرش زندگی می کند و از محبت مادر محروم می باشد. لطف کنید یک مقدار توجه تان را به او بیشتر کنید .و محبت کنید. به بهانه های مختلف تشویق کنید و جایزه بدهید. و در کار گروهی مشارکت دهید و بچه ها سفارش کنید با او دوست شوند. و سعی کنید به او مسئولیت بدهید.

- من تا آنجا که از دستم بر بیاید برای بهبود فاطمه ازهیچ کوششی دریغ نمی کنم.ولی او خودش تمایلی برای دوست شدن ندارد و با بچه ها نمی جوشد.

انتخاب راه حل هاي ممكن

معلمان و والدین در رفع مشکلات کودکان گوشه گیر نقش بسزایی دارند و با صمیمیت و محبت باید به تمام تغییرات رفتاری مناسب و موفقیت آمیز آنان توجه کرده ، آنان را تشویق کنند و بدین وسیله کودکان را به سوی فعالیتهای اجتماعی سازنده در مدرسه و خانه راغب سازند . بردن به گردشهای علمی ، تشویق به سخن گفتن در حضور والدین و دوستان و بستگان و جرات دادن به او بدین معنی که می تواند در برابر جمع سخن بگوید و شرکت دادن در فعالیتهای هنری و ایفای نقش در نمایشنامه ها از جمله اعمالی است که مهارتهای اجتماعی دانش آموزان و کودکان را افزایش می بخشد و آنان را در مبارزه با گوشه گیری یاری می دهد ( شفیع آبادی ،1374، ص 97).

با توجه به اطلاعاتی که از طریق مصاحبه با پدر و معلم فاطمه بدست آوردم و همچنین مطالعه کتاب های روانشناسی تربیتی و مراجعه به اینترنت و مشورت با چند تن از مشاوران راه حل هایی که برای درمان گوشه گیری مفید بود به شرح ذیل لیست کردم:

1.           صحبت با مادر فاطمه و تشویق او به بازگشت قبل از اینکه حکم طلاق صادر شود.این بهترین و موثرترین راه برای حل مشکل فاطمه بود.

2.     صحبت با پدر فاطمه و اینکه او خودش را با واقعیت موجود وفق داده و برای زندگی فاطمه از هیچ کوششی دریغ نورزد: به او احترام بگذارد،محبت کند، به درس هایش توجه کند،به خواسته هایش توجه کند، پای صحبت هابش بنشیند، با او در انجام امور منزل مشورت کند،مسئولیت بدهد، تشویق کند، با مدرسه در ارتباط باشد.

3.     صحبت با معلم فاطمه؛به او محبت کند،مسئولیت بدهد، توجه داشته باشد.تشویق کند، درکارهای گروهی مشارکت دهد.

4.     صحبت با معاونین آموزشی و پرورشی:حمایتهای عاطفی در جهت تقویت اعتماد به نفس دانش آموز، واگذاری مسولیت های مناسب با تو جه بر میزان توان جسمی و روحی دانش آموز،تشویق و زمینه سازی حضور در فعالیت های جمعی و گروهی مانند انتظامات ، مراسم صبحگاهی، گروه سرود و نمایش و شورای دانش آموزی

انتخاب راه حل مناسب ، اعتبار بخشي و اجراي راه حل

با توجه به شرایط زندگی فاطمه به نظر می رسید.شاید کمک به بازگشت مادرش بهترین گزینه برای سرو سامان دادن زندگی فاطمه باشد و دیگر نیاز به هیچ اقدامی نباشد. چون مشکل از سرچشمه یعنی از جایی که بوجود آمده بود حل می شد .لذا قبل از هر چیز سعی نمودم به توصیه پدرش چندین بار با مادرفاطمه تماس بگیرم و با او صحبت کنم و شاید متقاعدش نمایم و به زندگی مشترکشان برگردد اما متاسفانه او هیچ وقت به تلفن های من پاسخ نداد و فقط توانستم با مادربزگ و برادر فاطمه تماس بگیرم که آنها هیچ کمکی به من برای فراهم کردن زمینه تماس تلفنی با مادر فاطمه نکردند. لذا وقتی از این اقدام مایوس شدم در صدد بر آمدم این مشکل را از طریق علمی و با نظر متخصصان علم روانشناسی و تعلیم تربیت حل نمایم.  

بهترین راه حل ممکن محبت کردن و دادن مسئولیت بود.لذا به افرادی که در تعلیم وتربیت فاطمه ارتباط مسقیم داشتند، من جمله پدر ، معلم ، معاونت آموزشی، معاونت پرورشی، مربی ورزش توصیه شد به فاطمه توجه بیشتری داشته و به او در عرصه های مختلف ، مثل عضویت شورای مدرسه ، بهداشت یار  و انتظامات ، مبصری، گروه سرود ، نمایش ، مشاوره در امور منزل و ....

موثر ترین فرد در زندگی فاطمه و اینکه بیشترین تاثیر را می توانست در تعلیم وتربیت او داشته باشد، پدرش بود، لذا با او بطور مفصل در چندین جلسه صحبت شد و تاکید گردید که جای خالی محبت مادرش را پر کند. وقت بیشتری را در منزل برای او اختصاص دهد. سعی کند هر روز صبح ها تا جلوی درب مدرسه او را مشایعت کند، بعد از ظهرها زودتر به منزل برگردد، در انجام امور منزل با او مشورت کند. منزل نامناسب استیجاری خود را تغییر دهد. ارتباطش را با معلم فاطمه بیشتر نموده و زمینه را برای ارتباط بیشتر او با دوستانش فراهم نماید.

 شخص دومی که می توانست تاثیر زیادی در شخصیت فاطمه داشته باشد و به او در حل مشکلش کمک کند معلم او بود.به معلمش توصیه شداو را در کارهای گروهی درگیر کند و به او مسئولیت بدهد .همچنین محبت خود را از او دریغ نکند. از آنجایی که معلم فاطمه شخصی دلسوز و مهربان و علاقه مند به امور پژوهشی بود نهایت همکاری را داشتند . او را به عنوان نماینده کلاس انتخاب کردند .و به سایر دانش آموزان توصیه نمودند که با فاطمه دوست شده و او را در کار های گروهی مشارکت دهند.   

فاطمه در انتظامات مدرسه به معاون آموزشی کمک می کرد و عضو گروه سرود هم بود.

اهم راهكار هاي ارائه شده به شرح زير مي باشد:

-         دادن مسئولیت توسط معاونت پرورشی ، آموزشی و معلم کلاس

-         جابجایی محل سکونت و عوض کردن خانه توسط پدرش

-         توجه کردن به دانش آموز توسط معلم و مدیر و معاون آموزشی

-         تشویق کردن در مناسبت های مختلف چه از نظر درسی و چه از نظر پرورشی

-         بردن اردو و گردش های علمی

-         شرکت پدرش در پیاده روی روز خانواده به زمین های اطراف روستا به همراه فاطمه

-       فراهم کردن زمینه مشارکت پدرش با مدرسه مانند تعمیر دستگا های فتوکپی و کامپیوتر

 

گرد آوری اطلاعات( شواهد 2)

مشاهده :چند مدت بود که رفتار فاطمه را از نزدیک بطور غیر مستقیم زیر نظر داشتم. در کلاس که می رفتم می دیدم در بحث ها مشارکت دارد.اظهار نظر می کند. می خندد و خوشحال است. در حیاط دست درگردن دوستانش می اندازد و قدم می زند. او اجتماعی تر شده، سلام می کند.خوشحال است، دیگر سرش پایین و منزوی نیست. اگر کسی از اول او نمی شناخت متوجه نمی شد او واقعا مشکل داشته باشد.

مصاحبه با پدر فاطمه( اردیبهشت 90)

-حال فاطمه چه طور است ؟ وضعیت روحی و درسی او چگونه است؟

- من نمی دانم که چگونه زحمات شما را جبران کنم ، فاطمه خیلی بهتر شده است هم از نظر درسی و هم از نظر روحی.این برنامه اردوی تهران شما در روحیه فاطمه خیلی تاثیر خوبی داشت.من از وضعیت تحصیلی او راضی هستم.

-فکر می کنید کدام برنامه ی ما در رفتار او تاثیر بیشتری داشته است؟

-این مسئولیت هایی که به او داده بودید او را خیلی خوشحال می کرد . وقتی به خانه می آمد با خوشحالی می گفت : بابا امروز مبصر شده ام . یا اینکه من انتظامات هستم و ... این برنامه اردوی شما به تهران هم خیلی خوب بود و در روحیه فاطمه واقعا تاثیر مثبت گذاشت .دست شما وخانم معلمش درد نکند .

مصاحبه با معلم فاطمه(اردیبهشت 90)

- با تشکر از زحماتی که برای فاطمه و سایر دانش آموزان کشیدید .به نظر شما وضعیت فاطمه تغییر کرده است یا نه ؟

-وضعیت تحصیلی فاطمه نسبت اوایل سال بهتر شده و از نظر روحی هم خیلی بهتر شده. دیگه آن حالت گوشه گیری که داشت ، ندارد. با بچه ها می جوشد، درکلاس سر حال است.در کارهای گروهی مشارکت دارد. در بین امتحانات جشن تولد گرفته و دوستانش را دعوت کرده است .چون در فکر تدارکات جشن بوده امتحان درس تاریخ را خوب نداده است به همین دلیل نمره تاریخ او افت کرده است.

- به نظرمن ،اینکه او از آن حالت گوشه گیری که در اویل سال داشت به این مرحله رسیده است که دوستانش را به جشن تولد دعوت می کند و در روابط اجتماعی اش پیشرفت کرده است خیلی با ارزش تر از دو نمره افتی است که در درس تاریخ آورده است.

-در مجموع من از وضعیت فاطمه راضی هستم.

 وضعیت تحصیلی

مشاهده کارنامه نوبت دوم او گویای این مطلب است که وضعیت درسی او در نوبت اول و دوم تغییر چندانی نداشته است در بعضی دروس کاهش و بعضی دروس افزایش داشته است. او با معدل کل 66/17 قبول شد.

نوبت

قرآن

هدیه

املا

انشا

قرائت فارسی

تاریخ ومدنی

جغرافیا

ریاضیات

علوم تجربی

هنر

ورزش

معدل

اول

18

18

15

17

20

15

18

16

19

19

20

17.73

دوم

18

18

18

17

19

13

16

19

17

19

20

17.64

 نتيجه

فاطمه دانش آموز کلاس پنجم  در دبستان یاسین رشتقون از مدارس تابعه ناحیه دو آموزش و پرورش استان قزوین و مرکز مجتمع اموزشی و پرورشی شهید لشگری  در سال تحصیلی 90-89 تحصیل می کرد. مشکل او گوشه گیری و انزواطلبی بود که با تاکید بر روشهای علمی و مشاوره با افراد اهل فن و متخصص تعلیم وتربیت ، همکاری و مشارکت معلم و پدرش به حول قوه الهی حل شد .

توجه کردن ، دادن مسئولیت ، محبت کردن ، مشارکت دادن در امور منزل و مدرسه از جمله اقدامات موثری بود که به فاطمه کمک کرد تا در شرایط عادی مانند سایر دانش آموزان به زندگی خود ادامه دهد. و بتواند با مشکل عدم مهر مادری کنار بیاید و خود را با زندگی موجود وفق دهد. 

مباني نظري پژوهش

کودک کمرو هر چند که برای دیگران ناراحتی ورنجش ایجاد نمی کند لکن ممکن است
به علت دنج تاشی از احساس نا امنی وبی کفایتی در خود جزء ناشادترین کودکان
باشد. درنتیجه پیوسته بد نیای درون خویش پناه می برد. و اگر در مورد رفتار غیر اجتماعی این قبیل کودکان و نوجوانان چاره ای اندیشیده نشود احتمالا خطرناکترین و مساعد ترین وضع را برای ابتلاء به اسکیزو فرنی (جنون خواهند داشت . هر چند که همه کودکان کمرو و منزوی به بیماری روانی دچار
نمی شوند لکن تعدادی از آنان قربانی این بیماری خواهند بود.گوشه گیری، کم رویی و انزوا طلبی عارضه ای است که باعث می شود کودک و نوجوان از برقرار کردن ارتباط با افراد و محیط خارج دوری کنند. این کودکان و نوجوانان نوعاً با تقلیل یافتن علایق ذهنی و عاطفی نسبت به اطرافیان خود از داشتن دوستان نزدیک و صمیمی محروم اند. نوجوانی که کم رو و گوشه گیر است، معمولاً از حضور در فعالیت های جمعی سرباز می زند و فقط با تک دوست خود که نوعاً به او بسیار وابسته می شود اوقات خود را سپری می کند.

گوشه گیری

       گوشه گیری از نظر لغوی به معنی تنها و مجرد و در خلوت نشستن و از جمع کناره گرفتن است . گوشه کیر کسی است که از مردم دوری می کند و عزلت می گزیند و بدان وسیله خود را با محیط اطراف سازگار می سازد؛ البته هر نوع عزلت و در تنهایی ماندن ، گوشه گیری تلقی نمی شود . هر انسان گاهگاهی دوست دارد تنها باشد تا به خود شناسی و حل مشکلات زندگی بپردازد. گوشه گیری زمانی حالت بیماری پیدا می کند که فرد از آمیزش با جمع و همنوعان بیزار و بیمناک باشد. در این مورد، اگر گوشه گیری بموقع درمان نشود به پیدایش حالت روانی شدید و افسردگی منجر می شود (شفیع آبادی ، 1374، ص 94)

یک کودک ممکن است به دلایل مختلف نتواند با کودکان دیگر ارتباط متقابل برقرار سازد. یکی از دلایل ممکن است به ترس از عکس العمل هایی از قبیل مورد حمله واقع شدن ، نادیده گرفته شدن ، یا مورد تمسخر قرار گرفتن مربوط باشد . مع هذا ، دلایل دیگر با ناتوانی کودک از فرا گرفتن مهارتهای اجتماعی مورد نیاز برای برقرار کردن ارتباط متقابل موثر و  مفید با همسن و سالان ارتباط داشته باشد . برای مثال ، کودکی که نمی داند چگونه با دیگران بازی کند به احتمال زیاد ارتباط با کودکان دیگر را ناخوشایند و تشویش انگیز خواهد یافت. در این صورت، کناره گرفتن از گروه بر اثر                             تقلیل اضطراب تقویت می شود .   

نمونه ای از کودکانی که گوشه گیری اجتماعی آنان به کمبود مهارتهای اجتماعی بر می گردد توسط بول، استوارد، هریس و بر ارائه شده است. این مولفین درباره بچه ای کودکستانی که نمی دانست چگونه از وسایل زمین بازی استفاده کند گزارش داده اند . در نتیجه این کمبود ، کودک مزبور به ندرت با کودکان دیگر ارتباط متقابل برقرار می کرد ولی پس از آنکه محققین مورد بحث طرز استفاده از وسایل زمین بازی را به او یاد دادند تماسهای بدنی و کلامی کودک با کودکان دیگر و نیز شرکت او در بازیهای مستلزم همکاری         

با دیگران به سرعت افزایش پیدا کرد. متاسفانه گوشه گیری اجتماعی تنها از طریق تقویت منفی ناشی از تقلیل اضطراب حفظ نمی شود بلکه تقویت مثبتی نیز که غالبا به صورت توجه بیشتر افراد بزرگسال به کودک «خجالتی » بروز می کند باعث نگهداری این حالت می گردد .

علایم و نشانه ها

   گوشه گیری با یک سلسله علایم متعدد و به هم پیوسته همراه است . گوشه گیر چون مشکلاتش را نمی تواند در عالم واقعیت حل کند ، به تخیل فرو می رود و به خیالبافی می پردازد . او انسانی است بی هدف و نمی داند چه باید بکند و برای آینده اش چه طرحی بریزد. از مردم گریزان است و هر تمنا و خواهش را یک تحمیل تلقی می کند و در برابر آن بشدت مقاومت می کند ؛ از این رو ، اطرافیان دچار تضاد و کشمش می شود. برای دفاع از حقش اقدام نمی کند و کناره گیری را بر تلاش ترجیح می دهد .

محدود ساختن تمام جنبه ها و فعالیتهای زندگی ، خجالت و سکوت ، محرومیت ، ناتوانی در برقراری رابطه با دوستان و معلمان ، فرار از فعالیتهای اجتماعی و به تعویق انداختن انجام دادن کارها ،
بی حوصلگی و کسالت و احساس خستگی و نگرانی از آینده ، کمک نخواستن از دیگران ، هنگام نیاز ، در انجام دادن کارها از این شاخه به آن شاخه پریدن ، سازش با وضع موجود و اعتراض نکردن به آن ، حتی در صورت احساس ناراحتی و نگرانی ، احساس پوچی و بی ارزشی ، ابراز وجود نکردن، تسلیم شدن در برابر خواسته های دیگران ،تقصیر گناهان را به گردن گرفتن ،ناتوانی در بروز احساس خصومت و پرخاشگري ، اجتناب از رقابت ، درون گرايي و در خوى فرو رفتن، زود رنجي ، داشتن نگرش منفي و بدبينانه به اطرافيان ، مطرح نكردن اشكالات درسي در كلاس و عقب ماندگي درسي در بين دانش آموزان گوشه گير بسيار مشاهده مي شود .

 علائم گوشه گیری را  بطور خلاصه به شرح ذیل می توان بر شمرد:

1-به تخیل فرو می رودوبه خیالبافی می پردازد 2- ازمردم گریزان است وهر تمنا وخواهش را یک تحمیل تلقی می کند ودر برابرآن مقاومت می کند 3- برای دفاع ازحقوقش اقدام نمی کند وکنار ه گیری را برتلاش ترجیح می دهد 4- محدود ساختن تمام جنبه هاوفعالیت های زندگی 5-خجالت و سکوت 6- ناتوانی در برقراری روابط با دوستان ومعلمان 7- فرار از فعالیتهای اجتماعی وبه تعویق انداختن انجام دادن کارها 8- بی حوصلگی وکسا لت واحساس خستگی ونگرانی از آینده 9- کمک نخواستن از دیگران هنگام نیاز10- درانجام دادن کارها از این شاخه به آن شاخه پریدن 11- ساز ش با وضع موجود واعتراض نکردن به آن حتی در صورت احساس ناراحتی12- احساس پوچی وبی ارزشی 13- ابراز وجود نکردن 14- تسلیم شدن دربرابر خواسته های دیگران 15- تقصیر گناهان را به گردن دیگران انداختن 16- ناتوانی دربروز احساس خصومت وپرخاشگری 17-اجتناب از رقابت 18- درون گرایی و در خود فرو رفتن 19- زود رنجی وزود گریستن 20- پریشانی وبی قراری 21- غیبت از مدرسه 22- بی علاقگی به کلاس 23- عدم تمرکز حواس 24- اختلال در خوراک وحواس 25- بی اعتنای به وقایع اطراف 26- بی اعتمادی نسبت به توانایی های خود 27- داشتن نگرش منفی و بد بینانه به دیگران 28- مطرح نکردن مشکلات درسی درکلاس وعقب ماندگی درسی

علل

  عوامل متعددی موجب گوشه گیری می شود. غم و اندوه شدید و مداوم ، فقر و تنگدستی ، احساس گناه ، ضعف و نقص جسمانی ، تکبر و غرور، احساس حقارت شدید، عقب ماندگی درسی ، پذیرفته نشدن در خانه و مدرسه ، حسادت و انتقام جویی ، احساس ترس و نا امنی ، نابسامانی های خانوادگی ، طلاق ، بی پاسخ گذاشتن پرسشهای کنجکاوانه کودکان ، بی حوصلگی در برقراری ارتباط سالم با کودکان ، نبودن الگوی اجتماعی مطلوب در خانه، محرومیت از محبت مادر، عدم حضور پدر ، اعتیاد والدین ، شکستها و ناکامیهای پی در پی ، اختلال در عملکرد غدد فوق کلیوی ، حمایت افراطی کودک همراه با چشم پوشی شدید ، بیماریهای طولانی کودک ، انتقال کودک به مدرسه و مکان جدید، تبعیض و انتقادها و بهانه گیریهای مستمر و بی مورد والدین و معلمان در بروز گوشه گیری نقش بسزایی دارد . در مواقعی گوشه گیری و فرار از موقعیت مخاطره انگیز ، معقول ترین شیوه برای مقابله با ناکامی به شمار می رود . در این زمینه ، مشخص شده است که علت اصلی گوشه گیری برخی زندانیان در زمان جنگ اول در بازداشتگاههای آلمان ، غلبه بر وحشت و فشار وارد شده، بوده است . در این حالت ، عواملی نظیر شدت فشار و ترس ، غیر ممکن بودن فرار و بیماری های جسمی در تشدید گوشه گیری زندانیان موثر بوده است. در خود فرو رفتن نوجوان در دوره بلوغ نیز ممکن است به گوشه گیری بینجامد؛ به عبارت دیگر زمانی ، گوشه گیری نوجوان با تفکر درباره طبیعت و خویشتن و مشاهده و تجزیه و تحلیل امور پیرامون همراه است که از کنجکاوی او نشات می گیرد و بدان وسیله نوجوان می خواهد به چراهای درونی خود پاسخ دهد. همچنین هرگاه نوجوان در سازگاری با محیط اجتماعی شکست بخورد، احتمال می رود گوشه گیر شود (شفیع آبادی،1374،ص)

معالجه گوشه گیری

از آنجا که گوشه گیری کودکان معمولا نه به صورت اجتناب از افراد بزرگسال بلکه به صورت کناره گیری از کودکان جلوه می کند، هدف درمان باید افزایش ارتباط متقابل با همسن و سالان کودک باشد . قسمت عمده کارهایی که درباره کودکان گوشه گیر انجام گرفته با استفاده از کودکان بالنسبه عادی کودکستان بوده است ، ولی آموزش مهارتهای اجتماعی را می توان در مورد کودکان شدیدا ناراحت نیز انجام داد . بدیهی است با کودکانی که آشفته و مختل هستند به بیش از ده جلسه آموزش نیاز است تا بتوان از ثبات و دوام نتایج درمانی اطمینان حاصل نمود (مهریار، 1370، ص 292) .

معلمان و والدین در رفع مشکلات کودکان گوشه گیر نقش بسزایی دارند و با صمیمیت و محبت باید به تمام تغییرات رفتاری مناسب و موفقیت آمیز آنان توجه کرده ، آنان را تشویق کنند و بدین وسیله کودکان را به سوی فعالیت های اجتماعی سازنده در مدرسه و خانه راغب سازند .

بردن به گردشهای علمی ، تشویق به سخن گفتن در حضور والدین و دوستان و بستگان و جرات دادن به او بدین معنی که می تواند در برابر جمع سخن بگوید و شرکت دادن در فعالیتهای هنری و ایفای نقش در نمایشنامه ها از جمله اعمالی است که مهارتهای اجتماعی دانش آموزان و کودکان را افزایش می بخشد و آنان را در مبارزه با گوشه گیری یاری می دهد ( شفیع آبادی ،1374، ص 97).

خلاصه

-    گوشه گیری ( تعریف لغوی ) :به معنی تنهایی و در خلوت نشستن و از جمع کنار ه گرفتن است .کودک یا نوجوان گوشه گیر از برخورد با دیگران دوری می کند و به صورت افراطی سعی در جدا شدن از آنها دارد . در فعالیتهای گروهی همکاری و مشارکت لازم را ندارد و نیز از شرکت در بازی های دسته جمعی خوداری می کند و از جهت کلامی در عین حال که قادربه تکلم وهم صحبتی است ، کمتر رابطه بر قرار می کند از بیان خواسته ها و نظرات خود در بین دیگران خوداری می کند .

-گوشه گیری ( کمروی -انزواطلبی ) عارضه ای است که باعث می شود کودک و نو جوان از بر قرار کردن ارتباط با محیط خارج دوری کنند . این کودکان و نو جوانان نوعا با تقلیل یافتن علایق ذهنی و عاطفی نسبت به اطرافیان خود از داشتن دوستان نزدیک و صمیمی محرومند .و جوانی که کمرو و گوشه گیر است معمولا ازحضور درفعالیت ها ی جمعی سر باز می زند و فقط با تک دوست خود که نوعا بسیار به او وابسته می شود اوقات خود را سپری می کند. (ماهنامه پیوند )

مشکل فاطمه گوشه گیری و انزوا طلبی بود، پدرش چندین بار مراجعه کرده بود و از افت تحصیلی و بی علاقگی او در انجام تکالیف صحبت کرده بود و از اینکه علاقه ای ندارد که با سایر دانش آموزان دوست شود و همیشه توی لاک خودش است، نگران بود و خواستار حل مشکل دخترش شده بود.

فاطمه با پدرش زندگی می کند.او از تهران به علت جدایی والدینش به این روستا مهاجرت کرده است.او دختری با قد متوسط،یک مقدار اضافه وزن و با عینک برچشمان سیاه ریزش می باشد که با دوستانش نمی جوشد و سرش همواره پایین و در ردیف یکی مانده به آخر کلاس نشسته است.

با توجه به شرایط زندگی فاطمه به نظر می رسید.شاید کمک به بازگشت مادرش بهترین گزینه برای سرو سامان دادن زندگی فاطمه باشد و دیگر نیاز به هیچ اقدامی نباشد. چون مشکل از سرچشمه یعنی از جایی که بوجود آمده بود حل می شد .لذا قبل از هر چیز سعی نمودم به توصیه پدرش چندین بار با مادرفاطمه تماس بگیرم و با او صحبت کنم و شاید متقاعدش نمایم و به زندگی مشترکشان برگردد اما متاسفانه او هیچ وقت به تلفن های من پاسخ نداد و فقط توانستم با مادربزگ و برادر فاطمه تماس بگیرم که آنها هیچ کمکی به من برای فراهم کردن زمینه تماس تلفنی با مادر فاطمه نکردند. لذا وقتی از این اقدام مایوس شدم در صدد بر آمدم این مشکل را از طریق علمی و با نظر متخصصان علم روانشناسی و تعلیم تربیت حل نمایم. 

بهترین راه حل ممکن محبت کردن و دادن مسئولیت بود.لذا به افرادی که در تعلیم وتربیت فاطمه ارتباط مسقیم داشتند، من جمله پدر ، معلم ، معاونت آموزشی، معاونت پرورشی، مربی ورزش توصیه شد به فاطمه توجه بیشتری داشته و به او در عرصه های مختلف ، مثل عضویت شورای مدرسه ، بهداشت یار  و انتظامات ، مبصری، گروه سرود ، نمایش ، مشاوره در امور منزل و ....

اهم راهکار های انجام شده برای درمان گوشه گیری دراین پژوهش عبارت اند از :

-         دادن مسئولیت توسط معاونت پرورشی ، آموزشی و معلم کلاس

-         جابجایی محل سکونت و عوض کردن خانه توسط پدرش

-         توجه کردن به دانش آموز توسط معلم و مدیر و معاون آموزشی

-         تشویق کردن در مناسبت های مختلف چه از نظر درسی و چه از نظر پرورشی

-         بردن اردو و گردش های علمی

-         شرکت پدرش در پیاده روی روز خانواده به زمین های اطراف روستا به همراه فاطمه

-       فراهم کردن زمینه مشارکت پدرش با مدرسه مانند تعمیر دستگا های فتوکپی و کامپیوتر

فاطمه دانش آموز کلاس پنجم  در دبستان یاسین رشتقون از مدارس تابعه ناحیه دو آموزش و پرورش استان قزوین و مرکز مجتمع آموزشی و پرورشی شهید لشگری  در سال تحصیلی 90-89 تحصیل می کرد. مشکل او گوشه گیری و انزواطلبی بود که با تاکید بر روشهای علمی و مشاوره با افراد اهل فن و متخصص تعلیم وتربیت ، همکاری و مشارکت معلم و پدرش به حول قوه الهی حل شد .

توجه کردن ، دادن مسئولیت ، محبت کردن ، مشارکت دادن در امور منزل و مدرسه از جمله اقدامات موثری بود که به فاطمه کمک کرد تا در شرایط عادی مانند سایر دانش آموزان به زندگی خود ادامه دهد. و بتواند با مشکل عدم مهر مادری کنار بیاید و خود را با زندگی موجود وفق دهد. 

 

پيشنهادات

در پايان چند توصيه به آموزگاران محترم دارم:

-دادن مسئولیت بهترین گزینه برای حل مشکل دانش آموزان گوشه گیر می باشد

-تشویق کردن می تواند اعتماد بنفس آنها را افزایش دهد.

-برگزاری گردش های علمی و اردو ها به منظور تعامل با سایر دانش آموزان بسیار مفید است.

- فراهم کردن زمینه برای ارائه گزارش و سخنرانی پیرامون مسائل درسی و کار گاهی توسط این چنین دانش آموزان برای بر طرغ کردن مشکل گوشه گیری انان مفید است.

-در س هنر فرصت خوبی است  تا در پایان فعالیت هنری به نقد هنری و خود ارزیابی پرداخته شود و مجال نقد و ارزیابی به انها داده شود .

-شناخت، پیش مقدمه انجام هر اقدامی می باشد. لذا توصیه می گردد که معلمان عزیز از همان روز های اول سال تحصیلی با کمک مسئولین مدرسه ، اولیا  نسبت به شناخت کامل دانش آموزان اقدام کنند.

- دانش و آگاهی نسبت به مسائل تربیتی و آموزشی ابزار موفقیت معلم می باشد.مطالعه کتب روانشناسی تربیتی و روشهای تدریس باید به یک عادت برای معلمین تبدیل شود.

-از شتابزدگی و هر گونه اقدامی قبل از آگاهی خودداری گردد.برخورد نامناسب مانند تجویز داروی نامناسب می باشد که گاهی اوقات خسرات جبران ناپذیری به بار می آورد و برای برگشت به نقطه اول هیچ راهی وجود ندارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع وماخذ:

 

 

1-سيف الهي،وجي الله، راهنماي اقدام پژوهي،انتشارات گيلان،1387

2- اکبری ، ابوالقاسم ، مشکلات نوجوانان و جوانان ، چاپ دوم نشر ساوالان ، تهران ، سال ۱۳۸۱

3-نوابی نژاد ، شکوه: رفتارهای بهنجار و نابهنجار کودکان و راههای پیشگیری و درمان ، انتشارات انجمن اولیاء و مربیان ۱۳۷۲

۱- اصغری پور ، حمید – اصغری پور ، نگار و فضلی خوانی ، منوچهر،1383 ، مشاوره با دانش آموزان در مدارس ، مشهد: انتشارات ضریح آفتاب .

۲-حسینی بیرجندی، سید مهدی،384 ، اصول و روشهای راهنمایی و مشاوره ، تهران: انتشارات رشد
۳- عزت پور ، نازی ، گوشه گیری و درمان آن ( بر خط )

-4www.aftabir.com

www.haderbad.blogfa.com-5
http://fa.wikipedia.org -6     

7-WWW.Koncur.Parsiblog.com 

           

 

 

 

نوشته شده توسط javad raeiyat در ساعت 20:8 | لینک  |